مرهـَــ ـم...

چشمان‌م از غیر ِ تو لبــــریز گشته است سیلی‌ست که می‌برد آخر تمام مرا ...

مرهـَــ ـم...

چشمان‌م از غیر ِ تو لبــــریز گشته است سیلی‌ست که می‌برد آخر تمام مرا ...

تو بر می گردی
با تنی پر از زخم کهنه
و من مرهــــَــم زخمـ َ ت خواهم شد...

آن روز زیباترینِ روزگارم خواهد بود...


مرهــــــَــــم

با پای پیاده ، مرا کجا می بری؟

دوشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۳، ۰۶:۵۹ ب.ظ

یک

نوشتن ِ این کلمات

سخت ترین کار دنیاست برای من!


دو
هر کدام
از یک گوشه ی ذهن ِ پراکنده ی من!


سه
ذهن ِ من
پخش شده
در همه ی دنیایی که از تو دَرَش
خبری نیست!

  • ۹۳/۰۱/۱۱
  • ۴۳ نمایش
  • از نام تــ♥ـو لبریز ...